{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

HIDDEN LOVE

P24

میون راه ضربان قلبش بالا و پایین میشد
قلبم داشت میومد به حلقم
رسیدیم بیمارستان سریع بردنش اتاق عمل
نشسته بودم مدام پاهامو تکون میدادم
نگرانش بودم(نه پس نباش😐)
بعد از یه ساعت پزشک از اتاق در اومد
رفتم سمتش

جونگکوک:حالش چطوره؟؟

پزشک:زیاد تعریفی نداره ما تلاشمون رو کردیم بقیه اش به خودتون بستگی داره

جونگکوک:منظورت چیه به خودم بستگی داره؟؟؟

۶ لایک
۷ کامنت
دیدگاه ها (۱۱)

p8ویو سانا:داشتم میخندیدم که یهو صدای پای مامان رو شنیدملونا...

P1 *کیم هه جینویو هه جین:چند روز پیش رفتم تو کمپانی jyp تست ...

p15بورام:نه هیچی*بغص*پاشد رفت اتاقشویو بورام:رفتم تو اتاق نا...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:³²چهره خواب‌آلو و کیوت هیونا روبرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط